انواع دیدگاه ها درباره ازدواج

ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‌شود. این عمل در روابط میان اشخاص یک سنّت- معمولاً صمیمی و جنسی- که به طُرُقِ مختلف این مسئله تصدیق شده‌است- و وابسته به فرهنگ یا شاخه‌های فرهنگ در هر زمینه‌ای که درک بشود، می‌باشد. همچون یک اتحاد غالباً توسط مراسم عروسی رسمی می‌شود، که شاید به آن زناشویی هم گفته شود.
مردم دلایل زیادی برای وصلت‌کردن دارند که شامل یک یا تعداد بیشتری از موارد زیر می‌شود: قانون، جامعه، خواسته جنسی، احساس، اقتصاد، روان و مذهب. اینها ممکن است ازدواج‌های تنظیم‌شده، الزامات خانوادگی، تشکیلات قانونیِ یک هستهٔ واحد خانواده، قانون محافظت از کودکان و بیانیهٔ عمومی تعهد[۱][۲] را هم شامل شوند. معمولاً عمل ازدواج بین افراد شرکت کننده باعث بوجود آمدن هنجار یا الزامات قانونی می‌شود. در برخی جوامع این الزامات حتی به سوی برخی از اعضای خانواده‌های اشخاص ازدواج کننده کشیده می‌شود. برخی فرهنگ‌ها فسخ ازدواج را بواسطهٔ طلاق یا ابطال جایز می‌شمرند.
ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد.

مردم‌شناسان برای اینکه تنوع وسیع اَعمال زناشویی مشاهده شده از سوی فرهنگ را در نظر بگیرند چندین تعریف رقابتی از ازدواج پیشنهاد کرده‌اند.[۳] اِدوارد وست‌مارک در کتابش با عنوان «تاریخ ازدواج انسان (۱۹۲۱)» ازدواج را به این صورت تعریف می‌کند: ارتباط پردوام یا کم‌دوام نر و ماده گذشته از عمل زادآوری محض تا بعد از تولد فرزند«.[۴] او در کتاب» آیندهٔ ازدواج در تمدن وسترن «تعریف پیشین‌اش را رد می‌کند و در عوض بطور موقت ازدواج را این‌گونه تعریف می‌کند:»رابطهٔ یک یا تعداد بیشتری مرد با یک یا تعداد بیشتری زن که بوسیلهٔ عرف یا قانون پذیرفته شده‌است«.[۵]
یادداشت‌ها و جستجوها (۱۹۵۱)، کتابچه راهنمای انسان‌شناسی، ازدواج را چنین تعریف کرده‌است، «پیوندی بین یک زن و یک مرد بطوریکه بچه‌های متولد شده از زن بعنوان فرزندان مشروع هر دوی والدین شناخته شوند.»[۶] در راستای رویهٔ معمول در میان مردم ساکن قبایل جنوب سودان و غرب اتیوپی که به زن‌ها اجازه می‌داد در شرایط خاص در نقش شوهر عمل کنند، کاتلین گوگ [ انسان‌شناس بریتانیایی ] پیشنهاد داد که آن تعریف را به این صورت تغییر دهند که «یک زن و یک یا چند شخص دیگر».[۷]
دموند لیچ تعریف گافس را مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را در مقولهٔ شناخت حلال‌زادگی (مشروعیت) فرزند بسیار دست و پاگیر می‌داند و پیشنهاد می‌کند که ازدواج را مانند انواع متفاوتی از قوانین که برای اجرایی شدن وضع می‌شوند نگاه کنیم. لیچ تعریف‌اش را باز می‌کند و می‌گوید: «ازدواج رابطه‌ای است که بین یک زن با یک یا تعداد بیشتری از اشخاص دیگر برقرار می‌شود- که این روابط تولد کودکی را تحت پیشامدهایی که توسط قوانین رابطه‌ها قدغن نشده‌اند میسّر می‌کند- تمامی قوانین همگانی مراتب تولد مطابقت داده شده‌اند با عضوهای معمولی یا سطوح متفاوت جامعه».[۸] استدلال لیچ این است که هیچ‌کدام از تعاریف ازدواج برای همه فرهنگ‌ها قابل اجرا نیست. او لیستی از ده قانون مرتبط‌شده با ازدواج را ارائه می‌کند شامل انحصار جنسی، قوانینی با احترام به کودک و قوانین متنوع ویژه‌ای از سوی فرهنگ.[۹]
دوران بل همچنین تعریف بنیان مشروعیت را با این اصل که برخی جوامع برای ازدواج به مشروعیت احتیاج ندارند مورد نقد قرار می‌دهد و اینگونه استدلال می‌کند: در جوامعی که نامشروعیت فقط به معنای ازدواج نکردن مادر است و غیر از این هیچ قانون ضمنی دیگری وجود ندارد تعریف بنیان مشروعیت ازدواج چرخه‌ای است. او تعریف ازدواج را در مقولهٔ قوانین دستیابی جنسی قرار می‌دهد.
ارسال شده در دسته‌بندی نشدهيكشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ | 11:04 pm |  | پاسخ دهید:

عروس و داماد

عروس به زن در شب ازدواج گفته می‌شود. نوع و کیفیت مراسم ازدواج و پوشش عروس و داماد (همسر عروس) به فرهنگ و آداب جامعه بستگی دارد. امروزه لباس توری و سپید رنگ در بسیاری از کشورها مرسوم است.
عروس همچنین به عنوان نوعی نسبت خویشاوندی سببی هم به کار می‌رود به این معنا که همسرِ پسر شخص عروس شخص است.
عروس وام‌واژه‌ای از عربی است و برابر فارسی آن وِیو، وَیوگ یا بَیوگ[۱] است و به حشن ازدواج هم جشن بیوگانی گفته می‌شود.[۲] ایران دخت مهر پرور در نوشته‌ای در روزنامه امرداد می‌نویسد: واژگانی مانند عزیز و عروس پارسی بوده‌اند. پیشوندهای ا و ان در ایران باستان برای منفی کردن بکار میرفته. برای نمونه واژه ژیژ به چم ناخشنود بوده که عکس آن اژیژ بوده و برای فهم اعراب تبدیل شده به ازیز و سپس عزیز. برای واژه عروس نیز چنین تعبیری وجود دارد. استاد فریدون جنیدی نیز جزوه‌ای در این باره دارند.

هنگامی که یک مرد و یک زن با هم قرار ازدواج میگذارند و ازدواج می‌کنند، به مرد در روز ازدواج داماد می‌گویند. همچنین به زن در روز ازدواج عروس می‌گویند.
داماد همچنین به عنوان نوعی نسبت خویشاوندی سببی هم به کار می‌رود به این معنا که شوهر دختر آقای الف، در حکم داماد آقای الف محسوب می‌شود.
ارسال شده در دسته‌بندی نشدهيكشنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۳ | 11:04 pm |  | پاسخ دهید:

شوهر و فرزند

شوی،شو،زوج یا شوهر عنوانی است که اشاره به مرد دگرجنسگرای زن‏دار یا همجنسگرای شوهردار دارد.
مردی که با زنی ازدواج نماید، شوهر آن زن خوانده می‏شود.
در فرهنگ‏ها، کشورها و زمان‏های مختلف حقوق شوهر نسبت به زن متفاوت بوده است.با این‏حال آنچه در همه آنها مشترک است، برقراری روابط زناشویی و تولید نسل در چارچوب مشروعیت است.
در غالب فرهنگ‏های سنتی، شوهر بالاترین مقام خانواده محسوب می‏شود و بیشترین اختیارات را برای تصمیم‏گیری در خانواده دارد.
وظیفه مشترک همه شوهران در همه فرهنگ‏ها، ارضای جنسی زن، تولید نسل و غالبا تامین نیازهای مادی خانواده است.
کودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته می‌شود. برابر دیگر کودک در زبان فارسی واژه بچه می‌باشد.
واژه کودک از ریشه واژه پهلوی kuk به معنای کوتاه می‌باشد و با واژه‌های کوتاه و کوچک هم خانواده می‌باشد. این واژه به بزرگ نشدن و سادگی و پاکی نیز اشاره دارد.
در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد٬ کودک به هر انسانی که زیر هجده سال تمام باشد گفته میشود؛ مگر این که مطابق قانون حاکم بر آن شخص٬ سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد.
به مانند بیشتر نظام‌های حقوقی٬ دورهٔ کودکی به دو دوره بخش می‌شود:
دورهٔ عدم تمیز
دورهٔ تمیز
در حقوق ایران٬ تعریف قانونی از دورهٔ تمیز نشده است. کودکی که در دورهٔ تمیز باشد٬ کودک مُمَیِّز گفته میشود و آن عبارت از کودکی است که گرچه سن و سال کمی دارد٬ ولی شعورش به امور روزمره می‌کشد و سرش در خرید و فروش‌های عادی کلاه نمیرود و هنجارهای روزمرهٔ مردم را تا حد متعارف می‌داند. کودک غیر ممیز نیز کسی است که پا به دورهٔ تمیز نگذاشته باشد. پس دورهٔ عدم تمیز٬ به دورهٔ زندگانی کودک٬ پیش از دورهٔ تمیز٬ گفته می‌شود.
در برخی از کشورها برای دورهٔ تمیز٬ سنی معین شده و اگر کودک به آن سن رسیده باشد٬ ممیز محسوب می‌کردد. برای نمونه قانون مدنی آلمان٬ سن هفت سال تمام را پایان دورهٔ عدم تمیز کودک می‌داند و از آن به بعد٬ کودک٬ ممیز محسوب می‌شود. در این قانون٬ یکی از گروه کسانی که اهلیت استیفا به دست خودشان را ندارند٬ کودکانی نام برده شده اند که هنوز هفت سالشان تمام نشده است.
ارسال شده در دسته‌بندی نشده| 11:04 pm |   | پاسخ دهید:

بیش فعالی جنسی در مردان

بیش فعالی جنسی یک بیماری بسیار آزار دهنده برای خود فرد و فامیل وی و جامعه محسوب می شود. این بیماران اگرچه وارد رابطه جنسی متعدد می شوند ولی رضایت جنسی پیدا نمی کنند و ممکن است لذت جنسی هم نداشته باشند. از خصوصیات این بیماران این است که تمایلات جنسی آنها محدود به یک فرد نیست بلکه معطوف به هر فردی می تواند باشد.

بیش فعالی جنسی عبارت از تمایل و احساس نیاز مرضی به برقراری رابطه جنسی می باشد، طوریکه این بیماران مثلا تا 20-15 بار رابطه جنسی در روز ارضاء جنسی پیدا نمی کنند. این حالت را که یک بیماری است نباید با میل جنسی زیاد اشتباه کرد. ممکن است یک مرد در روز 3 بار رابطه زناشویی داشته باشد که با آن نیازهایش برطرف می شود و این حالت مرضی نیست. آمار دقیقی در مورد میزان شیوع این بیماری وجود ندارد. در یک بررسی میزان شیوع این بیماری را 3 درصد مردان گزارش کرده اند که اگر درست باشد رقم قابل ملاحظه ای است. روانشناسان و روانپرشکان این بیماری را یک اختلال رفتاری محسوب می کنند.
بیش فعالی جنسی یک بیماری بسیار آزار دهنده برای خود فرد و فامیل وی و جامعه محسوب می شود و اگر به درستی با آن برخورد و درمان نشود سبب مشکلات عدیده می گردد. در علم روانپزشکی، یک بیماری بالقوه خطرناک محسوب می شود. یک مرد مبتلا به بیش فعالی جنسی ممکن است فقط وارد رابطه جنسی باشد که از نظر عرف طبیعی محسوب می شود و ممکن است وارد روابط و رفتارهای جنسی شود که غیر طبیعی محسوب می شوند.

مشخصات مردانی که دارای بیش فعالی جنسی هستند:
• این بیماران دارای احساس فوریت جنسی هستند. با احساس نیاز جنسی باید بلافاصله آنرا برطرف کنند و احساس آنها قابل کنترل نیست.
• این بیماران اگرچه وارد رابطه جنسی متعدد می شوند ولی رضایت جنسی پیدا نمی کنند و ممکن است لذت جنسی هم نداشته باشند.
• نیاز جنسی مداوم و پایدار و کنترل نشده
• رفتار نامناسب در مواجهه با دیگران
• احساس نیاز اجباری به خودارضایی
• رفتار و صحبت هرزه گونه
• دوست داشتن به لاس زنی
• در آوردن لباس خود و یا دیگران
از خصوصیات این بیماران این است که تمایلات جنسی آنها محدود به یک فرد نیست بلکه معطوف به هر فردی می تواند باشد. یکی از مواردیکه در آن بیش فعالی جنسی زیاد دیده می شود، خانه سالمندان است. حدود 50 درصد ساکنان خانه سالمندان دچار بیماری آلزایمر هستند حدود 4 درصد این بیماران دارای بیش فعالی جنسی و یا رفتار جنسی تهاجمی هستند که سبب ایجاد آزار و اذیت برای خود، فامیل و کارکنان می شوند.

علل بیش فعالی جنسی
دانشمندان بر این عقیده هستند که علت این بیماری عدم تعادل در مواد بیوشیمیایی مغز است. در مغز یک عده موادی بنام رابطه های عصبی هستند که از جمله می توان از سروتونین، دوپامین و نورآدرنالین نام برد. این مواد بیوشیمیایی خلق و رفتارهای جنسی را کنترل می کنند. این بیماری یک عده علل شناخته شده ای دارد که در زیر توضیح داده می شوند ولی در تعدادی از موارد نیز علی رغم بررسیهای وسیع علتی برای آن یافت نمی شود:
• بیماری آلزایمر: یکی از علل مهم بیش فعالی جنسی بیماری آلزایمر است.
• بیماری پارکینسون: یکی از علل مهم بیماری بیش فعالی جنسی است. علت آن داروهایی است که این بیماران مصرف می کنند.
• بعضی انواع صرع (تشنج، غش): لوب گیجگاهی و لوب پیشانی مغز میل جنسی را کنترل می کنند هر نوع بیماری در این مناطق ممکن است سبب برداشته شده مهار جنسی شده و منجر به بیش فعالی جنسی شود.
• اعمال جراحی بر نواحی بخصوصی از مغز
• سکته مغزی که نواحی بخصوصی از مغز را گرفتار کند مثل لوب گیجگاهی مغز
• بیماری ام اس
• بیماری روانی دو قطبی
• گاهی بیش فعالی جنسی یکی راهی برای فرار از تنهایی، افسردگی، استرس و اضطراب است.
• مصرف بعضی از داروها

این بیماری معمولا شروع تدریجی دارد. اگر فرد احساس کند که تمایل غیر قابل کنترل و اجباری به رابطه جنسی دارد، باید بلافاصله با متخصص مربوطه مشورت کند چون با گذشت زمان بیماری تشدید می یابد. برای راهنمایی بیماران یک تعداد سئوال در زیر مطرح می شوند، اگر پاسخ فرد به هرکدام از آنها مثبت باشد حتما باید با متخصص مربوطه مشورت نماید:
• آیا شما می توانید تحریکات جنسی را کنترل کنید؟
• ایا رفتار جنسی شما سبب آسیب به رابطه با همسر، شغل و موقعیت اجتماعی شما شده است؟
• آیا رابطه جنسی همیشه در فکر شما است حتی اگر نخواهید به آن فکر کنید؟

در صورت وجود هر یک از موارد زیر بلافاصله به متخصص مربوطه مراجعه نمایید:
• شما فکر می کنید که با رفتارهای جنسی کنترل نشده سبب آسیب و زیان شوید.
• اگر شما مبتلا به بیماری دو قطبی بوده و فکر می کنید که رفتارهای حنسی شما قابل کنترل نیستند.
• دارای افکار خودکشی هستید.

یک عده عواملی هستند که فرد را مستعد ابتلا به بیش فعالی جنسی می کنند که به آنها عوامل خطر ساز می گویند. مهمترین آنها عبارتند از:
• سوء مصرف مواد و الکل
• داشتن یک بیماری روانی مثل اختلال خلق
• سابقه سوء استفاده جنسی
• سابقه سوء استفاده فیزیکی

یک تعداد فعالیتهای جنسی هستند که جزو علایم هشدار دهنده برای بیش فعالی جنسی می باشند:
• داشتن شرکای جنسی متعدد
• رابطه جنسی خارج از خانواده
• داشتن رابطه جنسی با افراد ناشناس و زنان بدکاره
• نداشتن رابطه عاطفی در رابطه جنسی
• استفاده از انواع مختلف رابطه جنسی تجاری مثل تلفن
• خود ارضایی بیش از حد
• استفاده بیش از حد از مواد پورنوگرافی
• دوست داشتن به آزار دادن و آزار دیدن در رابطه جنسی

عوارض بیش فعالی جنسی:
بیش فعالی جنسی دارای عوارض خطرناک و گاه جبران ناپذیر می باشد:
• از هم پاشیدن خانواده
• از دست دادن شغل
• دستگیری و زندان
• اعتیاد به مواد مخدر و الکل
• ابتلا به بیمارهای آمیزشی مثل ایدز و هپاتیت و انتقال آن به همسر و جامعه
• ابتلا به بیماریهای روانی مثل افسردگی
• از دست دادن پس انداز مالی و مشکلات مالی

درمان بیش فعالی جنسی: درمان بیش فعالی جنسی شامل روان درمانی، رفتار درمانی و دارو درمانی است. بستگی به شرایط، باید در مورد نوع درمان بیمار تصمیم گرفت. در روان درمانی و رفتار درمانی طول می کشد تا اثرات درمان مشخص شوند. اگر بیمار کاندید این دو نوع درمان است بهتر است توام با دارودرمانی باشد، چون دارودرمانی اثراتش زود ظاهر شده و تا حدودی بیمار را از مشکلات رهایی می دهد و می تواند درمان خود را دنبال کند. گاهی لازم است این بیماران بستری و درمان شوند تا از خطرات این بیماری کاسته و بیمار تحت کنترل باشد. برای دارو درمانی انواع داروهای زیاد و موثر وجود دارند که می توان برای بیمار تجویز کرد.
ارسال شده در دسته‌بندی نشده| 11:04 pm | پاسخ دهید: